تجربه معلّمان حرفه ای

Experience of Professional Teachers

تجربه معلّمان حرفه ای

Experience of Professional Teachers

تجربه معلّمان حرفه ای

عمل معلّمی برای معلّمانی که به آن به منزله فرصتی برای اعتلای آموزش و رشد شخصی نظر می کنند، سرشار از تجربه های نادری است که آگاهی از آنان برای دانشجو معلّمان و معلّمان دو خاصیت دارد:
1. آشنایی با تجربه خاص؛
2. کسب انگیزه و اعتماد برای عمل خلّاقانه در موقعیت های واقعی تربیت.
وبلاگ پیش رو، متن مصاحبه کتبی و تصویری از تجربیّات معلّمان حرفه ای، سرآمد و پیشکسوت ایران، بالاخص استان مازندران است
که توسط اینجانب، همکاران و دانشجو معلّمان دانشکده فاطمة الزهراء (س) قائمشهر و دانشکده شهید رجایی بابل وابسته به دانشگاه فرهنگیان در اجرای تکالیف عملکردی واحد درسی " تجربه های خاص حرفه ای در آموزش ابتدایی" تهیه و ثبت شده است. که تلاشی برای شناسایی معلّمان نادر و قدر شناسی از آنان نیز محسوب می شود و پیوندی بین نسل های معلّمان ایجاد می کند.
ضمن سپاس از بازدیدکنندگان محترم، استدعا می شود علاوه بر ارائه نظرات ارزنده خود، در صورت استفاده از متن حق امانت داری را رعایت نموده و با ذکر مأخذ ما را در اعتلای این امر مهم یاری نمایند./ انشاءالله

آخرین نظرات

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «سرد و عبوس» ثبت شده است

تجربه ای که از محبوب ترین معلّمم آموختم /  مارال یوسفیان

مهدی تقی پور حیدری | سه شنبه, ۶ اسفند ۱۳۹۸، ۰۲:۳۷ ب.ظ

   تجربه ای که می خوام ازش بنویسم را از خانم سکوتی معلّم دبستان نیایش یاد گرفتم. خانم سکوتی معلّم کلاس سوم من بود.

   او اوّلین معلّمی بود که دوستش داشتم.چون او معلّمی بود که با مهر و محبت یاد می داد. به همین سادگی! و من به عنوان کسی که در آینده نزدیک قرار است معلّم باشم؛ می خواهم این تجربه را برای خود سرلوحه ی تمام تجربه ها قرار دهم.

   معلّمان کلاس اوّل و دوم من سرد و عبوس وبدخلق بودند وحالا که به آن روزها فکر می کنم می فهمم که این برای یک معلّم ابتدایی عیب بزرگی ست. بی تفاوتی و بی مهری نسبت به بچه های ابتدایی سبب آزار دیدن روح آن ها و تلخ شدن ساعاتی که در مدرسه هستند می شود. که این یعنی خراب شدن نیمی از روز بچه ها.

   اما خانم سکوتی مهربان بود. او بسیار دوست داشتنی بود چرا که بسیار بچه ها را دوست داشت.و همین علاقه درس دادن و درس یاد گرفتن را شیرین می کرد. میل به شرکت در گفت و گو های کلاسی را زیاد می کرد. و سختی ها را آسان می کرد.

   از رفتن به کلاس چهارم واهمه داشتم برای همین تمام تابستان را دعا کردم خانم سکوتی معلّم سال چهارم من هم باشد. و مهر ماه بود که فهمیدم دعایم مستجاب شده است.

مش

  • مهدی تقی پور حیدری